عطا ملك جوينى
104
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
ظهر و بطن همه روى « 1 » و اندرون و بيرون آن از تطابق نقوش و الوان مانند سادهدلان متساوى ، دندان مقراض را از قطع آن كند كرده بودند قبّهء زرنگار و خيمهء آسمان كردار قرص خرشيد از غيرت كماج « 2 » آن بىخور « 3 » گشته و بدر منير از تدوير آن دژم روى نموده ، روزى چند در آن مقام جشن و سور بود و وفود مسرّات و شادمانى در صحن سينها نامحصور ، عزم رحلت فرمود و بر سبيل استجمام « 4 » بباغ منصوريّه كه بعد از اندراس و انطماس امير ارغون عمارت فرموده بود و چنان شده كه از غايت نزهت غيرت جنان دنيا آمده « 5 » و انورى راست در حقّ آن بقعه خهخه « 6 » اى صورت منصوريه « 7 » باغىّ و سراى « 8 » * يا بهشتى كه بدنيات فرستاد خداى آنروز خواتين امير ارغون و صاحب عزّ الدّين طاهر ترغو « 9 » داشتند و جشن كردند ، روز ديگر را كوچ كردند و در مرغزار رادكان « 10 » نيز يكچندى اقامت نمود و از تمامت ولايات دور و نزديك از مرو
--> ( 1 ) يعنى ظهر و بطن آنهمه روى بود يعنى هردو روى آن از حيث نقوش و الوان يكى بود ، ( 2 ) آ ه : كماح ، ز : كماخ ، - كماج كليچهء خيمه است و آن چوب پهن مدوّرى است ميان سوراخ كه سرستون خيمه را بر آن فروبرند ( برهان و بهار عجم ) ، ( 3 ) ج : خوذ ، د : نور ، - خور بمعنى روشنى و ضياء است ، ( 4 ) كذا فى ج ح ، آ ب د ه : استحمام ، ز : استجماع ، رجوع بج 2 ص 354 ، ( 5 ) بحذف فعل معطوف ، يعنى « نزول نمود » يا « فرود آمد » و نحو آن ، رجوع بمقدّمهء ج 2 ص 5 شمارهء 6 ، ( 6 ) ج : ويحك ، ( 7 ) كذا فى ب ج ز ( رجوع بسه سطر پيش : « باغ منصوريه » ) ، آ : منصوريه ؟ ؟ ؟ ، د ه ح : منصور نه ، ( 8 ) ج د ه ح : باغى نه سراى ، - اين بيت سابقا در ص 34 مذكور شد ، ( 9 ) كذا فى ب ه ، آ : ترعو ، ج ز ح : تزغو ، د : يرغو ، ( 10 ) كذا فى خمس نسخ و كذا ايضا فى جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 182 ، آ : زادكان ، ج : راركان ،